محمد رضا واليزاده معجزى
103
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
وقتى مردم اين حرف را شنيدند ، به زندان نايب حسين خان ريخته كتف كدخدايان را گشودند و قصد كشتن نايب حسين خان را كردند « 1 » ولى نايب حسين خان به امان الله خان غضنفرى پناه برد و او نگذاشت صدمهاى به وى بزنند لكن نظاميان او را خلع سلاح كردند و اسبهايشان را هم گرفتند . امان الله خان غضنفرى كدخدايان را نصيحت كرد و اسب و تفنگهاى نايب حسين خان و نظاميان را گرفته [ و ] به آنها داد و چند نفر را براى محافظت همراه آنها كرد و تا سراب چنگايى آنها را مشايعت كردند [ تا ] صحيحا و سالما به لشكر ملحق گرديدند . با اين پيشامد ناگوار لرستانيان عملا با لشكر غرب براى دفعه دوم وارد جنگ شد [ ند ] و [ سوء ] رفتار يك گروهبان بىتجربه در ميان عشاير متعصب آنها را به سركشى و عصيان واداشت و به عبارت اخرى گروهبان اصغر با يك جرقه ، انبار باروت لرستان را منفجر و مشتعل ساخت و دايره جنگ مرتبا در حال توسعه بود تا بالاخره منتهى به محاصره نيرو در خرمآباد شد [ . . . ] . فرمانده لشكر ، على محمد خان غضنفرى حاكم طرهان را به يارى خواند و ستونها را به سمت چگنى حركت داد هنگامى كه سرتيپ شاهبختى مشاهده كرد كه سرهنگ محمود خان با آن همه سرباز و تجهيزات ، از الوار - كه روميانى [ ها ] و كمكدهندگان آنها بود [ ند ] - شكست يافت ؛ متوجه شد كه مسأله واجد اهميت [ است ] و به اين سهولت كار از پيش نمىرود و اين بود كه فورا نامهاى به على محمد خان غضنفرى حاكم طرهان نوشت و از او كمك خواست . على محمد خان بدون فوت وقت اردويى از سوار و تفنگچى پياده ترتيب داد و به منطقه چگنى وارد شد . آباديهاى تشكن و اراضى غرب چگنى را اشغال كرد و در انتظار ورود نيروهاى نظامى در همانجا متوقف گرديد . از آن طرف خود شاهبختى مختصر پادگانى در خرمآباد گذاشته و تمام واحدهاى لشكر را مجهز ساخته و به سمت مله شبانان پيش راند و در دامنه كوه يافته اردو زد و جنگ آغاز گرديد . طوايف چگنى كلا به كمك روميانىها و اولاد طهماسب شتافتند و به سمت مله شبانان كه
--> ( 1 ) . اصل : و به خيال كشتن نايب حسين خان را كردند .